از وصاياى اميرالمؤمنين به امام حسن مجتبى (عليه‌السّلام) :

 

«و اعلم انّ امامك طريقا ذا مسافة بعيدة و مشقّة شديدة».(۲)

 

ميفرمايد: بدان كه پيش روى تو راهى وجود دارد كه مسافت خيلى طولانى و مشقت شديدى در آن هست. اين راهى كه پيش روى شما است - راه رسيدن به جزاى عمل و رسيدن به قيامت - راه طولانىاى است.

«و انّه لا غنى لك فيه عن حسن الارتياد»؛(۳)

در يك چنين راهى، تو بايد با منتهاى طلب حركت كنى - «ارتياد» يعنى خواست، طلب، تلاش همراه با اراده و نيت - چارهاى ندارى جز اينكه كار را جدى دنبال كنى. يعنى اين راهى نيست كه انسان بتواند آن را سرسرى بگيرد. بله، غفلت داريم، كار را سرسرى ميگيريم؛ اما اين سرسرى گرفتن كار، از روى غفلت است. بدانيم كه حقيقت قضيه چيست، و كجا داريم ميرويم، و سرنوشت ابدى ما در كجا تحقق پيدا ميكند و عينى ميشود؛ اين را اگر توجه كنيم، جدى خواهيم گرفت. لذا شما در دعاى شريف كميل - كه باز از اميرالمؤمنين (عليهالسّلام) است - ملاحظه ميكنيد:

«و هب لى الجدّ فى خشيتك»؛(۴)

دعا ميكند، از خداى متعال ميخواهد كه خشيت ما در مقابل پروردگار، يك خشيت جدى باشد؛ از ظاهر قلب و همين احساسات زودگذر و ناشى از عوارض زندگى نباشد؛ به معناى واقعى كلمه، انسان در مقابل پروردگار احساس خشيت كند.


 «قدّر بلاغك من الزّاد مع خفّة الظّهر».(۵)

حالا شما ناچاريد از اين راه سخت و طولانى كه راه قيامت است، عبور كنيد؛ شما به سمت قيامت از وسط دنيا داريد ميگذريد، ناچاريد از اين گذرگاه ماده عبور كنيد با همهى لوازم اين ماده، با همهى خصوصياتى كه انسان در اين محيط مادى و در فضاى مادى به طور طبيعى دارد؛ بنابراين كارى كه بايد بكنيد براى اينكه آن نهايت براى شما آسان شود و مطلوب باشد، اين است: «قدّر بلاغك من الزّاد»؛ آن مقدارى از توشه را كه تو را به منزل برساند، تقدير كن - يعنى اندازهگيرى كن - بدان چقدر كار لازم دارى براى اينكه بروى. اين بخش اول است.

  بخش دوم: «مع خفّة الظّهر»؛

بار دوش خودت را هم سبك كن. اين دو تا هدايت و راهنمائى است كه اميرالمؤمنين ميكند. اولاً بدان چه لازم دارى براى عبور از اين راه. در پاسخ اينكه ما چه لازم داريم،

خودشان بيان كردند: اجتناب از محرّمات و انجام واجبات.

يعنى آن اندازهى لازم، و به قول پزشكان، آن دوز لازم از ذخيرهاى كه شما لازم داريد براى اينكه بتوانيد اين راه را طى كنيد، همين واجبات است؛ اين واجبات را كه انجام دهيد، آن مقدار لازم از ذخيره را داريد. هرچه بيشتر كرديد و بر اين واجبات افزوديد، امكانات بيشترى خواهيد داشت، استفادهى بيشتر و بهرهى بيشترى خواهيد برد. ليكن مقدار فرائضى كه بر ما واجب است، آن حداقل نيازى است كه ما براى عبور در اين راه داريم. محرّمات هم همين جور است. يعنى اجتناب از محرّمات، حداقلِ آن پرهيز از آسيبهائى است كه در اين راه ممكن است براى ما پيش بيايد. بنابراين اگر از محرّمات اجتناب كرديم و واجبات را انجام داديم، اين همان پرواز مورد نظر را براى من و شما ممكن و فراهم ميكند؛ چيز بيشترى لازم نيست. بعضىها دنبال برخى از خصوصياتند؛ كسى را پيدا كنند، از او ذكرى بگيرند، از او رياضتى فرا بگيرند. اينها لازم نيست؛ رياضت شرعى، مشخص است. اگر همين نمازها را بخوانيم، درست بخوانيم، بوقت بخوانيم، اركانش را درست بهجا بياوريم، با توجه بخوانيم، يا روزه را درست بگيريم - همين واجبات و فرائضى كه در اختيار ما است - همينها انسان را پرواز ميدهد.

و من به شما عرض بكنم؛ ما اگر چنانچه همين مقدار را انجام دهيم، خود اين زمينهاى خواهد شد براى جذب انوار الهى به ميزان زياد. يعنى اين حداقلى كه براى ما لازم است، هنرش فقط اين نيست كه ما را قادر خواهد كرد بر اين كه اين راه را طى كنيم؛ بلكه هنر ديگرش اين است كه زمينهى ما را براى جذب بيشتر نور الهى و تفضل الهى فراهم خواهد كرد. وقتى انسان نماز فريضه را خوب بخواند، به طور طبيعى ميل به نوافل پيدا خواهد كرد. وقتى انسان از دروغ، از غيبت، از قول به غير علم، از تهمت، از افساد، از مال مردم خورى، از خيانت در امانت پرهيز كند، خود اين، دل انسان را آمادهى تلقى هدايت الهى و معرفت الهى خواهد كرد؛ ما را پيش خواهد برد. اين توصيهى اول.
 توصيهى دوم هم اينكه فرمودند: «مع خفّة الظّهر»؛

بار دوش خودت را سبك كن. ماها كه بارهاى سنگينى را بر دوش گرفتيم، اميدواريم انشاءالله خداى متعال توفيق دهد كه بتوانيم اين بارها را حمل كنيم. اگر شماها انشاءالله بتوانيد اين بارها را حمل كنيد و بسلامت به منزل برسانيد، اجر فراوانى هم خواهد داشت. يعنى اين مسئوليتهاى سنگين همچنان كه دغدغهى فراوانى براى خود انسان ايجاد ميكند، اما از آن طرف هم اگر خوب انجام بگيرد، فضيلت بسيارى خواهد داشت.

۱) بقره: ۱۵۸ 
۲) نهجالبلاغه، نامهى ۳۱
۳) همان
۴) مفاتيح‌الجنان، دعاى كميل
۵) نهجالبلاغه، نامهى

بیانات در آخرین دیدار رئیس جمهور و هیئت دولت دهم