
در پي درخواست برگزاري يک کلاس درباره :
مفاهيم، ايده ها، و روش هاي آينده پژوهي
جلسه هاي اول : معرفي و تبيين آينده هاي چهارگانه يعني:
آينده هاي ممکن،
آينده هاي باورکردني،
آينده هاي محتمل،
و آينده هاي مطلوب
تعاريف :
آينده هاي ممکن عبارتند از همه آينده هايي که قابل تصورند و در ذهن بشر مي گنجند. مثلا داستان هاي علمي - تخيلي يا ادبيات آرمان شهري و به طور کلي هر آنچه که مردم معمولا خوابش را مي بينند. يا مانند زماني که ايراني ها فقط خوابش را مي ديدند که روزي صدام به دست آمريکايي ها اسير و به دست عراقي ها اعدام شود.
آينده هاي باورکردني عبارتند از آينده هاي ممکني که با قوانين شناخته شده و دانش کنوني بشري سازگارند و هيچ يک از آنها مثلا قانون دوم ترموديناميک، مطلق بودن سرعت نور و غيره را نقض نمي کنند. در حوزه هايي مانند علم و فنآوري و همچنين اقتصاد که نسبت به حوزه هاي مانند جامعه، سياست و مخصوصا الگوي راي دادن مردم قانونمند تر هستند قضاوت در اين باره آنچنان دشوار نيست. مثلا آينده اي که در آن اقتصاد يمن از اقتصاد آلمان قوي تر باشد اگر چه شايد ممکن و قابل تصور باشد اما باورکردني نيست.
آينده هاي محتمل عبارتند از آينده هاي باورکردني که شواهد و مدارک کنوني تحقق آنها را پشتيباني مي کنند. به تعبير ديگر در ادامه روندهاي جاري قرار دارند و نسبتا بعيد است که با توجه به آنچه که اکنون مي بينيم يا وجود دارد بر خلاف آنها چيزي محقق شود. مثل ظهور يک ابر ملت آسيايي در قالب چين و شايد هند به عنوان بازيگران عمده جهان بيست سال بعد.
آينده هاي مطلوب عبارتند از همه آينده ها اعم از ممکن، باورکردني، يا محتمل که مطابق خواست و ميل يک فرد يا گروهي از افراد باشند. اين آينده ها در واقع يک مجموعه مشخص از هنجارها، ارزش ها، و معيارهاي ذهني را کاملا محقق مي کنند.
وجوه افتراق و تشابه بين اين آينده ها :
نکته اصلي : آينده هاي ممکن و مطلوب نسبتا غير مشروط هستند در حاليکه مي توان آينده هاي باورکردني و محتمل را مشروط کرد. يعني بعيد و شايد غير منطقي است که بخواهيم ممکن بودن يا مطلوب بودن بعضي آينده ها را به بعضي اگرها مشروط کنيم. در حاليکه با افزودن يک « اگر فلان اتفاق بيافتد » يا « اگر فلان شرايط مهيا شود » مي توان بعضي آينده هاي ممکن را به آينده هاي باورکردني و بعضي آينده هاي باورکردني را به آينده هاي محتمل تبديل کرد.
باهوش ترين و عميق ترين استراتژيست يا تحليل گر کسي است که بتواند پس از تعيين آينده هاي ممکن، آينده هاي باورکردني، آينده هاي محتمل، و آينده هاي مطلوب مشخص کند که با افزودن چه شرط ها و چه اگرهايي مي تواند آينده هاي ممکن مطلوب را به آينده هاي باورکردني مطلوب و آينده هاي باورکردني مطلوب را به آينده هاي محتمل مطلوب تبديل کند.
کافي است چند اگر مناسب ديگر هم پيدا شود تا اين آينده باورکردني به آينده اي محتمل تبديل شود.
ادامه دارد...
درباره ارتباط سناريوها، پيش بيني ها، و چشم اندازها
همايش آينده پژوهي ايران ۱۴۰۰
مقالات آينده پژوهي در سايت باشگاه انديشه