انسان برجسته ی فردا

پیام به چهل‌وهشتمین نشست اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا

 بسم الله الرّحمن الرّحیم
جوانان و فرزندان ملّت ایران كه در دانشگاههای گوناگون جهان به كسب دانش مشغولند، نهال هایی ارزشمندند كه ریشه در خاك حاصلخیز كشور سرافراز خود دارند و همچون برادران و خواهرانشان در دانشگاههای زنده و پر تحرك كشور، ثمرات ارزشمندی را تقدیم میهن و ملّت خود خواهند كرد، انشاءالله.
این است آن اندیشه ئی كه ذهن دانشجوی ایرانی را در هر نقطه از جهان باید همواره مشغول دارد. كیفیت فراگیری و انتخاب دانشی كه فرا می گیرید و روحیه و رفتاری كه در این دوران تحصیلی، شخصیت شما را نمایان می سازد، یكسره باید از این اندیشه تابناك، سرچشمه بگیرد و راه شما را مشخص سازد.
در فرایند پرهیجانِ تبدیل دانشجوی امروز به مدیر و انسان برجسته ی فردا، بیش از همه چیز، توكل به خدا و استمداد از لطف و رحمت او به كار شما خواهد آمد. این است آنچه استعدادهای شما را شكوفائی و گام شما را استواری و دل شما را آرامش می بخشد.
به امید آینده ی درخشان شما و كشور، همه تان را به خدای بزرگ می سپارم و برای شما دعا می كنم.
سید علی خامنه ای

روز جهانی حضرت محمد (ص)

"درخشان‌ترین حكومت تاریخ بشریت"


«پيغمبر در رفتار خود مدبرانه عمل كرد و سرعت عمل داشت. نگذاشت در هيچ قضيه‌اى وقت بگذرد. قناعت و طهارت شخصى داشت و هيچ نقطه ضعفى در وجود مباركش نبود. او معصوم و پاكيزه بود؛ اين خودش مهمترين عامل در اثرگذارى است. ما بايد ياد بگيريم...»

اين ولادت مبارك منشأ بركاتى است كه در طول قرون بر زندگى آحاد بشر فرو ريخته است و ملّتها را، انسانها را، انسانيّت را به برترين عوالم انسانى و فكرى و روحى و به تمدّنى والا و به چشماندازى روشن براى زندگى رسانده است. آنچه در سالگرد اين ولادت براى دنياى اسلام و جامعهى اسلامى مهم است، اين است كه انتظارات پيامبر اكرم از جامعهى اسلامى را مدّ نظر قرار بدهد و سعى كند و مجاهدت كند كه اين انتظارات برآورده شود؛ سعادت دنياى اسلام در اين است و لاغير. اسلام براى آزادى بشر آمد، هم آزادى از قيد و بند فشار دستگاههاى مستبد و ظالم بر طبقات گوناگون انسان و ايجاد حكومت عادلانه براى بشر، و هم آزادى از انديشهها و تصوّرات و اوهام حاكم بر زندگى انسان؛ كه مسير زندگى انسان را در جهت خلاف مصلحت او باز كرده بود و پيش ميبرد.


 خطبه‌های نماز جمعه تهران در اردیبهشت‌ماه سال هشتاد

ادامه نوشته

ترویج خرافه

استفتاء از رهبر انقلاب درباره ترویج خرافه در شب اول ربیع

 

س: چند سالى است در شب اول ماه ربيع‌الاول حركتى در بعضى مساجد باب شده است شائبه بدعت و يا ترويج نوعى خرافه در آن مى‌رود، ماجرا از اين قرار است كه در شب اول ماه ربيع‌الاول از حدود نيمه شب تا اذان صبح افرادى كه غالباً خانم‌ها هستند با در دست داشتن شمع پشت درب مساجد مراجعه و با كوبيدن به درب مساجد و خواندن اذكارى توسل جسته و حاجات خود را طلب مى‌نمايند، البته اين عمل را تا هفت مسجد ادامه مى‌دهند و خصوصاً اين حال توسل در هنگام اذان صبح به اوج خود مى‌رسد و معتقد هستند بدينوسيله اتمام ماه صفر و آمدن ماه ربيع‌الاول را خبر مى‌دهند نظر حضرتعالى در اين باره چيست؟

ج: عمل مذكور مستند روايى ندارد و شيوه‌اى قابل تأييد نيست. اگر چه اصل اذكار و ادعيه و طلب حاجات از خداوند متعال عمل پسنديده‌اى است، لكن اشكال در شيوه عمل به نحو ياد شده است، آقايان علماى اعلام (دامت افاضاتهم) و مؤمنين (ايدهم الله تعالى) با پند و اندرز و موعظه و نصيحت از رواج چنين رفتارهايى كه چه بسا ممكن است منتهى به وَهْن مذهب گردد، جلوگيرى نمايند.

پیام‌ها و نامه‌ها / پيام به كنگره‌ی علمی بین‌المللی امام علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السّلام

گزيده بيانات / پيام زندگى حضرت على‌بن‌موسى‌الرضا(ع)

تحلیلی از سیاست‌ورزی حضرت امام الرضا علیه‌السلام

حاكميّت اسلام


 دوره مدينه، فصل دوم دوران بيست‌وسه ساله رسالت پيغمبر است. سيزده سال در مكه، فصل اوّل بود - كه مقدمه فصل دوم محسوب مى‌شود - و تقريباً ده سال هم دوران مدينه پيغمبر است كه دوران شالوده‌ريزى نظام اسلامى و ساختن يك الگو و نمونه از حاكميّت اسلام براى همه زمانها و دورانهاى تاريخ انسان و همه مكانهاست. البته اين الگو، يك الگوى كامل است و مثل آن را ديگر در هيچ دورانى سراغ نداريم؛ ليكن با نگاه به اين الگوى كامل، مى‌شود شاخصها را شناخت. اين شاخصها براى افراد بشر و مسلمانها علامتهايى است كه بايد به وسيله آنها نسبت به نظامها و انسانها قضاوت كنند. هدف پيغمبر از هجرت به مدينه اين بود كه با محيط ظالمانه و طاغوتى و فاسد سياسى و اقتصادى و اجتماعى‌اى كه آن روز در سرتاسر دنيا حاكم بود، مبارزه كند و هدف، فقط مبارزه با كفّار مكه نبود؛ مسأله، مسأله جهانى بود. پيامبر اكرم اين هدف را دنبال مى‌كرد كه هرجا زمينه مساعد بود، بذر انديشه و عقيده را بپاشد؛ با اين اميد كه در زمان مساعد، اين بذر سبز خواهد شد. هدف اين بود كه پيام آزادى و بيدارى و خوشبختى انسان به همه دلها برسد. اين جز با ايجاد يك نظام نمونه و الگو امكانپذير نبود؛ لذا پيغمبر به مدينه آمد تا اين نظام نمونه را به وجود آورد. اين‌كه چقدر بتوانند آن را ادامه دهند و بعديها چقدر بتوانند خودشان را به آن نزديك كنند، بسته به همّت آنهاست. پيغمبر نمونه را مى‌سازد و به همه بشريت و تاريخ ارائه مى‌كند

پيغمبر وارد مدينه شد تا اين نظام را سرِ پا و كامل كند و آن را براى ابد در تاريخ، به عنوان نمونه بگذارد تا هر كسى در هر جاى تاريخ - از بعد از زمان خودش تا قيامت - توانست، مثل آن را به وجود آورد و در دلها شوق ايجاد كند تا انسانها به سوى چنان جامعه‌اى بروند.

خطبه‌های نماز جمعه تهران ۱۳۸۰/۰۲/۲۸

«سوزن‌بانانِ پیشرفت علمی كشور»

«سوزن‌بانانِ پیشرفت علمی كشور»

"امروز تصميم دانشگاهيان و همت دانشگاهيان، مثل نقش سوزن‌بانى است كه دو مسير ريلى را بكلى از هم جدا مى‌كند. شما الان سوزن‌بانيد؛ مى‌توانيد با همتى كه در اين برهه‌ى از زمان مى‌كنيد، ريل حركت ملت ايران را به سمت رفاه و عزت و ترقى و استقلال كامل قرار بدهيد؛ و مى‌توانيد خداى نكرده با عدم تحرك لازم و با عدم اجابت به نيازِ امروز، جور ديگرى عمل كنيد و نتيجه‌ى ديگرى حاصل بشود. ۱۳۸۶/۰۲/۲۵"


مطالبات رهبر انقلاب اسلامی از اساتید دانشگاه در مسیر پیشرفت علمی كشور
 
زمینهمطالبات
مسائل علمی
مسائل فرهنگی - تربیتی
مسائل گفتمانی - تحلیلی

اربعین شهادت


* ماجرای ورود جابربن عبدالله انصاری به مزار امام حسین(ع) در اربعین

چه آمدن خاندان پيغمبر در روز اربعين به كربلا - كه بعضى روايت كرده‌اند - درست باشد يا درست نباشد، ظاهرا در اين ترديدى نيست كه جابربن‌عبدالله انصارى به همراه يكى از بزرگان تابعين - كه نام او را بعضى عطيه گفته‌اند، بعضى عطا گفته‌اند و احتمال دارد عطيهبن‌حارث كوفى حمدانى باشد؛ به‌هرحال يكى از بزرگان تابعين است كه در كوفه ساكن بوده - اين راه را طى كردند و در اين روز بر سر مزار شهيد كربلا حاضر شدند. شروع جاذبه‌ى مغناطيس حسينى، در روز اربعين است. جابربن‌عبدالله را از مدينه بلند مى‌كند و به كربلا مى‌كشد. اين، همان مغناطيسى است كه امروز هم با گذشت قرنهاى متمادى، در دل من و شماست. كسانى كه معرفت به اهل‌بيت دارند، عشق و شور به كربلا هميشه در دلشان زنده است. اين از آن روز شروع شده است. عشق به تربت حسينى و به مرقد سرور شهيدان - سيدالشهدا - .
جابربن‌عبدالله جزو مجاهدين صدر اول است؛ از اصحاب بدر است؛ يعنى قبل از ولادت امام حسين، جابربن‌عبدالله، در خدمت پيغمبر بوده و در كنار او جهاد كرده است. كودكى، ولادت و نشو و نماى حسين‌بن‌على (عليه‌السلام) را به چشم خود ديده است. جابربن‌عبدالله به طور حتم بارها ديده بود كه پيغمبر اكرم، حسين‌بن‌على را در آغوش مى‌گرفت، چشمهاى او را مى‌بوسيد، صورت او را مى‌بوسيد، پيغمبر به دست خود در دهان حسين‌بن‌على غذا مى‌گذاشت و به او آب مى‌داد؛ اينها را به احتمال زياد جابربن‌عبدالله به چشم خود ديده بود. جابربن‌عبدالله به طور حتم از پيغمبر به گوش خودش شنيده باشد كه حسن و حسين سرور جوانان اهل بهشت‌اند. بعدها هم بعد از پيغمبر، موقعيت امام حسين، شخصيت امام حسين - چه در زمان خلفا، چه در زمان اميرالمومنين، چه در مدينه و چه در كوفه - اينها همه جلو چشم جابربن‌عبدالله انصارى است. حالا جابر شنيده است كه حسين‌بن‌على را به شهادت رسانده‌اند. جگرگوشه‌ى پيغمبر را با لب تشنه شهيد كرده‌اند. از مدينه راه افتاده است؛ از كوفه، عطيه با او همراه شده است. عطيه روايت مى‌كند كه: «جابربن‌عبدالله به كنار شط فرات آمد، آنجا غسل كرد، جامه‌ى سفيد و تميز پوشيد و بعد با گامهاى آهسته، با احترام به سمت قبر امام حسين (عليه‌السلام) روانه شد. آن روايتى كه من ديدم اين‌طور است، مى‌گويد: وقتى به قبر رسيد، سه مرتبه با صداى بلند گفت: «الله اكبر، الله اكبر، الله اكبر»؛ يعنى وقتى كه مى‌بيند كه چطور آن جگرگوشه‌ى پيغمبر و زهرا را، دست غارتگر شهوات طغيانگران، اين‌طور با مظلوميت به شهادت رسانده، تكبير مى‌گويد. بعد مى‌گويد: از كثرت اندوه، جابربن‌عبدالله روى قبر امام حسين از حال رفت، غش كرد و افتاد. نمى‌دانيم چه گذشته است، اما در اين روايت مى‌گويد، وقتى به هوش آمد، شروع كرد با امام حسين صحبت كردن: «السلام عليكم يا آل الله، السلام عليكم يا صفوه الله». ۱۳۸۵/۰۱/۰۱