« فاستبشروا ببيعكم الّذى بايعتم به »

البته زبان ما قاصر است كه بخواهيم از شماها كه هستى‌تان را، وجودتان را، سلامتى‌تان را، آسايش يك عمر را در پاى انقلاب و اسلام نثار كرديد، تشكر كنيم. واقعاً زحمتِ بيهوده است كه امثال من بخواهيم از شماها سپاسگزارى كنيم. شماها با خدا معامله كرديد، و واقعاً بايد خطاب به شماها گفت: «فاستبشروا ببيعكم الّذى بايعتم به»؛(1) بشارت باد به شما، با اين معامله‌اى كه با خدا كرديد.

لحظه‌اى فرا خواهد رسيد كه انسان احساس ميكند دستش خالى است. روزى فرا خواهد رسيد كه انسان احساس ميكند در مقابل خداى متعال، در مقابل محاسبه‌ى الهى، مؤاخذه‌ى الهى، ملاقات الهى، كفه‌ى اعمال او سبك است، خالى است. اين خدماتى كه شماها ميكنيد، آنجا به درد ميخورد. لحظه لحظه‌ى صبرى كه در طول اين سى سال، بيست و پنج سال، از اول جانبازى تا حالا كرديد و سالهاى بعد هم خواهيد كرد - كه ان‌شاءالله خدا به جانبازان شفا عنايت كند - و هرچه كه اين حالات وجودداشته باشد، باز صبر خواهيد كرد، خداى متعال آن را محاسبه ميكند. در محاسبات الهى، هيچ چيز فوت نميشود. انسان يك ساعت درد ميكشد، يك ناراحتى احساس ميكند، يك حسرتى ميخورد كه رنجى دارد، اما آن را براى خدا تحمل ميكند، اين نوشته‌شده است. اينها قابل توصيف هم نيست. غير از ذات مقدس پروردگار و مأموران او - كه كرام‌الكاتبين باشند - از افراد بشر، هيچ كس نميتواند اين احساسى را كه در شما هست، درك بكند؛ اصلاً قابل بيان نيست؛ اما خداى متعال احساس ميكند، ميداند، ميفهمد و ثبت ميشود. ثبت كه شد، ان‌شاءالله پاداشش به شما داده خواهد شد. قدر اين لحظه‌ها را بدانيد. گفت:

هر بلائى كز تو آيد، رحمتى است‌
هر كه را رنجى دهى، خود راحتى است‌

زان به تاريكى گذارى بنده را
تا ببيند آن رخ تابنده را

تيشه زان بر هر رگ و بندم زنند
تا كه با عشق تو پيوندم زنند
  بيانات در ديدار جمعی از جانبازان قطع نخاعى‌