روز عيد قربان تا روز عيد غدير، در واقع يك مقطعى است متصل و مرتبط با مسئله‌ى امامت.

خداى متعال در قرآن ياد ميفرمايد:

« و اذ ابتلى ابراهيم ربّه بكلمات فأتمّهنّ قال انّى جاعلك للنّاس اماما ». 1

« و چون ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و وى آن همه را به انجام رسانيد،

[خدا به او] فرمود: من تو را پيشواى مردم قرار دادم ... »

ابراهيم از طرف پروردگار منصوب شد به امامت. چرا؟ چون از عهده‌ى امتحانهاى دشوار برآمد. مبدأ اين را ميشود روز عيد قربان به حساب آورد، تا روز عيد غدير كه روز امامت اميرالمؤمنين على‌بن‌ابى‌طالب (عليه ءالاف التّحيّة و الثّناء) است. اين هم به دنباله‌ى امتحانات سخت بود. اميرالمؤمنين طول حيات مباركش را با امتحان - امتحانهائى كه از آن سرافراز بيرون آمده است - گذرانده؛ از سيزده سالگى يا يازده سالگى و قبول نبوت تا ليلةالمبيت، يك جوان فداكار و فانى در پيغمبر كه آماده است جان خود را فداى پيغمبر بكند - عملاً اين را در ماجراى هجرت پيغمبر به اثبات ميرساند - و بعد هم آن امتحانهاى بزرگ در بدر و احد و حنين و خيبر و بقيه‌ى جاها. اين منصب والا، دنباله‌ى اين امتحانهاست؛ لذا دلها متوجه شده است به اينكه بين عيد قربان و عيد غدير يك ارتباط است. بعضى هم اين را «دهه‌ى امامت» ناميده‌اند و نام مناسبى است.


۱. بقره: 124